ه نسبت به افراد به دنبال دارد. شروعحالت یا وضعیت جنگ تأثیری درقانونی بودن یا نبودن اصلجنگ ندارد. قطع روابط دیپلماتیک وکنسولی، ضبط اموال دولتی دشمن، اخراج اتباع کشوردشمن ازسوی طرف دیگرمخاصمه ونیز تعلیق قراردادهای بینالمللی زمان صلح ازجانب کشورهایمتخاصم ازجمله آثار جنگ بر کشورها میباشد.
الف : آثار جنگ نسبت به کشورهای ثالث
وقوع جنگ نه تنها آثار مهم و اساسی بر روابط کشورهای متخاصم ودرگیر با یکدیگر میگذارد بلکه بر کشورهای ثالث نیز تأثیرگذار است. به این معنی که بلافاصله پس از بروز جنگ حقوق بی طرفی بر وضعیت کشورهای ثالث حاکم میگردد و این کشورها با اعلام بیطرفی وضعیت خودشان را مشخص میکنند. قطع نظراز اینکه کشورهای ثالث بیطرف درجنگ هستند میتوانند وظایفی را درقبال کشورهای درگیر جنگ که آن را بهعنوان حافظ منافع خود انتخاب نموده است برعهده بگیرند که وظائفزیرنمونهای ازآن میباشد:
ادارهوهدایتمذاکرات مربوط بهمبادله کادر دیپلماتیک و کنسولی کشور مورد حمایت، حمایت و برگرداندن غیرنظامیانیکه زندانیشدهاند بهکشورخود، حفظ وحراست از اموالدولتیکشورهایمتخاصم، حفظ وحراست از اموال خصوصی اتباع کشورهای متخاصم، حمایت از زندانیانجنگی بهکمک کمیته بینالمللی صلیبسرخ و ….
ب : آثار جنگ نسبت به کشورهای متخاصم
یکیازآثارجنگ که بیشترازسایرآثارنسبت بهکشورهایمتخاصمجلوهگرمینمایدایناست که روابط دوستانه ومسالمتآمیزمیانکشورهاکه همانروابطدیپلماتیک وکنسولیاسترا دست خوش تحول قرار میدهد وروابط خصمانه وغیرمسالمتآمیزبرروابطحسنه ودیپلماتیکحاکممیشود. جنگنمیتواندباروابطدیپلماتیک وکنسولی همسوییداشتهباشد. اموالعمومی یادولتیدشمنکهدرقلمروکشورمتخاصمقرارگرفتهباشد مشمولحکممصادره خواهد بود به استثنای ساختمانهای ملکی محل مأموریت کادر دیپلماتیک و کنسولی دشمن و اموال موجود در آنها که بلافاصله پس از خاتمه مأموریت مهرو موم میشوند.
اخراج اتباع کشوردشمن یکی دیگر ازآثار جنگ است که کشورهای متهاجم با بروز جنگ نسبت به اتباع دشمن اجرا میکنند وآنها را به میهنشان باز میگردانند. وضعیت قراردادهای بینالمللی براثر وقوع جنگ بین کشورهایمتخاصم دچارتنش واختلالمیگردد ودربیشتر موارد خاتمه پیدا میکند. بخصوص قراردادهای دو جانبهکه میانکشورهای متخاصممنعقد شدهاست. هرچندکه در حال حاضر فقط قراردادهایی قابل فسخ است که صرفا ًبرای زمان صلح منعقد شده باشند اما برخی دیگر از قراردادها مانند قراردادهایی که خط مرزی را معینمیکندارزشبینالمللیخودراحفظکرده وعمل جنگ آثار این تعیینحدود را از بیننمیبرد. درخصوص وضعیتقراردادهای چندجانبه این نوع قراردادها کما فیسابق بین کشورهای درحال جنگ و سایرکشورهای بیطرف پا برجا بوده و اجرا میشود. بخصوص قراردادهایی که به موجب آن سازمانهای بینالمللی تأسیس میگردند،‌ حتی بینکشورهای درحال جنگ کهعضویت چنین سازمانهایی راداشته باشند به حیات خود ادامه میدهند. چنانچه قراردادها به هرنحویدرزمان جنگ به حالت تعلیق دربیایند درپایان جنگ وپساز برقراری صلح، ایندسته ازقراردادها دوباره برای کشورهایمتخاصمسابق بهاجرادرمیآید، بدون اینکه نیازی به قرارداد و وضع مقررات جدید داشته باشد.
ج : آثارجنگ نسبت به افراد عادی(غیرنظامی) دشمن
بروزجنگ خواستهیا ناخواسته بهافراد عادی کشورهای متخاصم از جهات گوناگون لطمه وارد می کند. این لطماتیا متوجه شخصآنان استویا فعالیتهایاقتصادی ایشان راتحتالشعاع خود قرارمیدهد یا اینکه اموال آنان را تحت تأثیر قرار داده و اموالشان در این میان از بین رفته و خسارت متوجه آنها میشود.
تاقبل از سال 1949 درحالی که نظامیان تحت پوشش عهد نامه های ژنو قرارداشتند غیرنظامیان از هرگونه حمایت حقوقی محروم بودند، بطوری که مخصوصاً دریدو جنگ جهانی درعمل ملاحظه شد که اتباع غیر نظامی دشمن آماج هر نوع تجاوز وتعدی قرار می گرفتند. درآن دوران برخلاف برداشت سنتی که از سوی دانشمندان کلاسیک ابراز شده بود، جنگ هرگز یک اقدام وعملی که انحصاراً مربوط به حکومتها باشدنبود، بلکه مستقیماً ملتها را نیز دربرمیگرفت که از آن جمله میتوان توقیف و بازداشت آنان را دراردوگاههای کار اجباری نام برد.
باانعقاد قرارداد ژنو مورخ 13 اوت 1949 مربوط به حمایت از افراد وغیرنظامیدرزمان جنگ، اتباع دشمن ازحیث فردی تحتحمایت شدیدحقوقیقرارگرفته وعنوان “شخصحمایت شده” را بهخود اختصاص دادند. محافظت از صلح جهانی وامنیت بینالمللی وظیفه مهمی بود که دراولین منشورجامعه بینالملل 1945 قیدگردیدهاست. اماجامعه بینالملل نتوانستهاست چهجوامع کنونی وچهجوامعآیندگان رادرمقابلآتش جنگها محافظت وپاسداریکند. با وجود تعدادکثیرکنوانسیون وپروتکل وخود منشورسازمانملل، وحشت ونگرانی روزافزونزنان وکودکاندراثروقوع وبروز جنگها روبهافزایشاست وزنان وکودکان بیشتری بهطرقمختلف جان، زندگی وموجودیت خویشرا ازدست داده ومیدهند.
جنگها بهعنوان عاملاصلی، توسعه جوامعرا که برای تساوی حقوقی واجتماعی زنان وکودکانامری مهم تلقیمیشود، تحتتأثیر خود قرارداده وزنان وکودکان را بهعنوان قربانیان اصلی و بیدفاع جوامع به سوی نابودی، انزوا و تبعیض رهنمون مینماید. تحتتأثیر مستقیم یا غیرمستقیم جنگها، روزانههزارانزن و کودک درسطحجهان دراثر
گرسنگی، کمبودآب، غذا و بیماریهای رایج ناشیاز مخاصماتمسلحانه قربانی میشوند.
گفتار دوم :
مفهوم کودک
بند اول : کودک از نظراسلام
کودک یا طفل درفقه به فردی اطلاق میشود که به بلوغ شرعی نرسیده است. قرآن کریم دربرخی از آیات1به موضوع معیاردوره کودکی و پایان این دوره پرداخته ومعیارهایی سهگانه را برای پایان دوره طفولیت ذکرکرده که عبارتند از: بلوغ الحلم ، بلوغ النکاح،بلوغ رشد. با توجه به این معیارها میتوان گفت که موضوع بلوغ درقرآنکریم با تعببرات مختلفی آمده وسن مشخصی را بهعنوان سن بلوغ ذکر ننموده است ودرامر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه کرده است.
درمیان فرق اسلامی، شافعیان وحنابله سن بلوغ رادر دختران وپسران15سالگی ومالکیان17سال میدانند. حنفیان نیزسن بلوغ را برای پسر18سال و برای دختر17سال ذکرنموده اند.2 فقه امامیه اکثراً سن بلوغ را برای پسر15سال وبرای دختر9سال تمام قمری میدانند گرچه برخی متأخرین شیعه بلوغ دختران را در13 سالگی محقق دانستهاند. با این همه سن بلوغ شرعی براساسنظر بیشتر فقها9 سال برای دختران و15سال برای پسران میباشد. البته فقها علاوه بر این نشانههای دیگری همچون روئیدن موی خشن زیر بغل وعانه فرد و احتلام را نیز شرط بلوغ دانستهاند ودر دختران عادت ماهانه وحمل اماره بلوغ محسوب میشود.
بند دوم : کودک از دیدگاه قوانین داخلی ایران
کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاع میشود که از نظر سن به رشد جسمی وروحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد .
مطابق ماده958 قانون مدنی: “هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود ولیکن هیچ کس نمیتواند حقوق خودرا اجرا کند مگر آنکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.” پس کسی برای اجرای حقوق مدنی اهلیت قانونی دارد که ممنوع ومحجور از تصرف در اموال وحقوق مالی خود نباشد.
براساس ماده 1207 قانون مدنی: “اشخاص ذیل محجور واز تصرف دراموال وحقوق مالیخود ممنوع هستند: 1- صغار 2- اشخاص غیر رشید 3- مجانین .”
بنابراین ملاحظه میگردد که از نظرحقوقی کودک از تمامی حقوق مدنی برخوردار است واز این جهت فرقی با بزرگسال ندارد اما قانوناً نمیتواند حق خود را اعمال و یا اجرا کند آنچه مهم است اینکه بدانیم ازنظر حقوقی کودکی از چه سنی شروع وبه چه سنی ختم میشود.
اصولاً وجود شخص طبیعیاز لحاظ حقوقی با تولد او آغازمیشود واز این تاریخ است که انسان ، طرف حق قرار میگیرد واز حقوق مدنی وسایر حقوق برخوردار میشود. در ماده ی 956 قانون مدنی آمده است: “اهلیت برای دارا بودن حقوق، بازنده متولد شدن انسان شروع میشود و با مرگ او تمام میشود.” اما نباید فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در حالیکه جنین است هم دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت مقنن قرارگیرد تاحقی از کودک که درآینده متولد خواهد شد تضییع نشود وبدین اعتبار شاید بتوان ادعا کرد که شروع کودکی در واقع از تاریخ انعقاد نطفه است. زیرا ازاین زمان است که کودک بهعنوان موجودی زنده ومستقل از پدر ومادر مورد توجه مقنن قرارگرفته و برای اوحقوق و تکالیفی مقرر می شود.1
ممکن است جنین از لحاظ زیستشناسی موجود مستقلی بشمار آید وشخص